بديع الزمان فروزانفر
24
زندگانى مولانا ( فارسى )
آمد از كعبه در ولايت روم * تا شدند اهل روم ازو مرحوم از همه ملك روم قونيه را * برگزيد و مقيم شد اينجا هرچند مىتوان تصور كرد كه بهاء ولد پيش از سفر مكه مدتى در اين شهرها بسر برده و آخر عزيمت حج كرده و پس از آن در روم مقيم شده و سلطان ولد براى رعايت اختصار از ذكر آن حوادث خوددارى كرده است . به گفتهء افلاكى و جامى مولانا در سن هجدهسالگى در شهر لارنده بفرمان پدر گوهر خاتون دختر خواجه لالاى سمرقندى را كه مردى معتبر بود به عقد ازدواج كشيد ( و ازاينروى « 1 » بايد حدوث اين واقعه با سال 622 مصادف بوده باشد ) و بهاء الدين محمد معروف بسلطان ولد و علاء الدين محمد از اين اقتران در وجود آمدند سنهء 623 . پس از آنكه هفت سال بر زندگى بهاء ولد در لارنده گذشت و خبر او به دور و نزديك رسيد و آوازهء تقوى و فضل و تأثير سخن او بلند شد و پادشاه سلجوقى روم علاء الدين كيقباد از مقاماتش آگاهى يافت طالب ديدار وى گرديد و بهاء ولد به خواهش او به قونيه « 2 » روانه شد و بدان شهريار پيوست . علاء الدين كيقباد يكى از اعاظم شهرياران سلجوقى روم بود و بحسن تدبير و شهامت و اقدام بر جهانگيرى و همت بلند از همسران خود امتياز داشت و ممالك روم در عهد او از تجاوز بيگانگان و تغلب متعديان در امنوامان بود و وسعت ملك و عرصهء پادشاهيش هرچه وسيعتر گرديد و در تمام مدت سلطنت خود ( 617 - 634 ) اوقات را به فراغت نگذاشت و بگشادن قلاع و فتح بلاد يا دفاع از متجاوزان اشتغال مىورزيد « 3 » « اوقات ليل و نهار را بر مصالح ملك و مملكت موزع و مقسم كرده در مجلس انس او هزل را مجال محال بودى بلكه بتواريخ ملوك و ذكر محاسن سير پادشاهان قديم مستغرق داشتى ، وقتها از
--> ( 1 ) - چه ولادت مولانا به سال 604 اتفاق افتاده و 18 سال پس از آن با سنهء 622 مطابق مىگردد ( 2 ) - به روايت كمال الدين حسين در شرح مثنوى وقتى بهاء ولد در بغداد بود جمعى از طرف علاء الدين كيقباد بدان شهر آمده و مريد او شده و صفات بهاء ولد را براى سلطان نقل كرده بودند و او انتظار ديدار مىداشت ، چون بهاء ولد بروم نزديك شد قاصدان به بندگى فرستاد و استعجال حضرت كرد و بنا ببعضى روايات كسان علاء الدين او را در همان شهر بغداد بروم دعوت كردند . ( 3 ) - مختصر تاريخ السلاجقة ابن بىبى ( صفحهء 93 - 94 )